الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

107

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

هم داخل در محل نزاع هست . 3 . اختلاف مشتقات به خاطر اختلاف مبادى آنها اين مقدمهء سوم هم ، براى دفع اشكالى است كالمقدمهء الثانية ؛ اما اشكال اينجا ، به عكس آنجاست و آن اينكه : صاحب فصول و فاضل تونى گفته‌اند نزاعى كه ما در مشتق اصولى داريم ، در دو دسته از مشتقات جريان ندارد و بايد در آن دو دسته همگى متفقا فتوا دهيم كه اين‌ها حقيقت هستند در اعم از ما تلبس و ما انقضى عنه التلبس ؛ و آن دو عبارت‌اند از : 1 . مشتقاتى كه دلالت بر حرفه و صنعت شخص دارند . مانند : نجار ، بقال ، قاضى ، طبيب ، عالم و مجتهد و . . . 2 . مشتقاتى كه دلالت بر آلت مىكنند يعنى اسماى آلت مثل : منشار ، مقود ، منكسة و . . . ( اسم الآلة : هو ما يعالج به الفاعل المفعول لوصول الاثر الى المفعول مثلا المنحط ما يعالج به النجار الخشب لوصول الاثر الى الخشب ) . منشأ اين پندار باطل ، آن است كه اين عده از اصوليان ديده‌اند كه اين‌گونه از مشتقات حقيقتا صدق مىكنند هم بر ذاتى كه الآن متصف به اين صفت باشد و هم بر ذاتى كه در گذشته متصف به اين صفت بوده و هم‌اكنون نيست . مثلا هنگامى كه نجار در كارگاه و مغازه مشغول نجارى است ، يقال له نجار ؛ هنگامى هم كه از كارگاه برگشته و در منزل مشغول خواب يا استراحت است ، باز هم يقال له نجار . يا مثلا قاضى يا طبيب هنگامى كه در محكمه يا مطب مشغول قضاوت و طبابت هستند ، يقال لهما القاضى و الطبيب ؛ هنگامى هم كه مسافرت مىروند يا در حال استراحت هستند ، يقال لهما القاضى و الطبيب . و هكذا در اسماى آلت . هنگامى كه ارّه مشغول بريدن چوب‌هاست ، يقال له المنشار ؛ هنگامى هم كه در مغازه يا در گوشه منزل افتاده ، يقال له المنشار . پس اين دو دسته مشتقات از دايرهء نزاع خارج‌اند و قطعا حقيقت در اعم هستند . جواب ما : همان گونه كه مشتقات گوناگون و رنگارنگ هستند ، مبادى مشتقات هم متفاوت و مختلف است و در نتيجه اتصاف ذات‌ها به اين مبدأها مختلف خواهد بود و نيز انقضا و زوال تلبس ذوات از اين مبادى هم گوناگون خواهد بود و شما